درباره من
  سید محمد امین موسوی ، وکیل پایه یک دادگستری ، دانشجوی دکترای حقوق بین الملل عمومی ، پژوهشگر و نویسنده ادامه مطلب

آخرین مطالب سایت
ظهور امام عصر و عقل دینی
دعوت یمانی 1396/08/28
بیایید فقیر شویم
تألیفات داستانی 1396/08/28
کتاب داستان بازگشت چوپان دروغگو
تألیفات داستانی 1394/10/11
حق بشر در جعل حقوق بشر
فلسفه حقوق 1395/08/11
اتانازی و حقوق بشر
حقوق بین الملل 1395/01/16
نسبیت حقوق بین الملل
حقوق بین الملل 1395/01/10
رابطه فلسفه حقوق با حقوق
فلسفه حقوق 1395/01/13

پربازدیدترین مطالب
کتاب داستان بازگشت چوپان دروغگو
تألیفات داستانی 1394/10/11
اتانازی و حقوق بشر
حقوق بین الملل 1395/01/16
رابطه فلسفه حقوق با حقوق
فلسفه حقوق 1395/01/13
کتاب آزادي مذهب از منظر حقوق بين الملل با بررسي آراء ديوان اروپايي حقوق بشر
کتاب « آزادي مذهب از منظر حقوق بين الملل؛ با بررسي آراء ديوان اروپايي حقوق بشر» نوشته سید محمد امین موسوی در انتشار جنگل به چاپ رسید. بخش اول کتاب به مباحث فلسفه حقوق بین الملل، ماهیت حق در حقوق داخلی، ماهیت حق و تکلیف در نظام حقوق بین الملل و ماهیت حق شرط می پردازد. بخش دوم نیز به ماهیت حق آزادی مذهب و موضع دولت ها در خصوص آن پرداخته و در بخش سوم به بررسی آراء دیوان اروپایی حقوق بشر در خصوص آزادی مذهب و چگونگی عملکرد آن می پردازد.
  • تاریخ به روز رسانی : 1396/06/21

 

کتاب « آزادي مذهب از منظر حقوق بين الملل؛ با بررسي آراء ديوان اروپايي حقوق بشر» نوشته سید محمد امین موسوی در سال 1394 در انتشار جنگل به چاپ رسید.

 

بخش اول کتاب به مباحث فلسفه حقوق بین الملل، ماهیت حق در حقوق داخلی، ماهیت حق و تکلیف در نظام حقوق بین الملل و ماهیت حق شرط و تعهد بین المللی می پردازد. بخش دوم به ماهیت حق آزادی مذهب و چگونگی اعتبار آن و حق شرط در رابطه با اطلاق این حق پرداخته می شود و اینکه موضع دولت ها در خصوص آن چه آثاری دارد و در بخش سوم به بررسی آراء دیوان اروپایی حقوق بشر در خصوص آزادی مذهب و چگونگی عملکرد آن می پردازد. 

 

مطلب پشت جلد:

 

حق هاي بين المللي، امتداد حقوق داخلي در عرصه بين المللي است. بدين معنا که اعتبار حق هاي بين المللي، در نهايت به اراده اعتبارکنندگان حق هاي داخلي ختم مي شود و تا حقي در نظام داخلي، حق شناخته نشود و پذيرفته نگردد؛ دولت نماينده آن، چنين حقي را به مثابه حق بين المللي، نمي بايست و نمی تواند به رسميت بشناسد. چرا که دولت در اين مفهوم، اعلام کننده اراده ی ملت است و دولت-ملت از هم جدا نيستند. حال چگونه ممکن است مردمي که در نظام داخلي خود، حقي را مطلقاً يا مشروطاً به رسميت نمي شناسند؛ در صحنه بين المللي به رسميت بشناسند؟

وقتی مطابق حقوق بين الملل عمومی، دولت ها به مثابه ملت ها، حق دارند؛ گزاره هاي مدعي حق و تکلیف هاي بين المللي در متون بين الملل را به مثابه حق و تکلیف، به رسميت نشناسند يا آن گزاره اعتباري مدعي حق را به گونه اي مشروط محق بدانند و با حق شرط همسو شوند؛ اين سوال به ذهن متبادر مي شود که وضعيت حق آزادي مذهب در نظام حقوق بين المللي چيست؟ آيا چنين حقي، وجودي فراتر از اراده دولت ها داشته و دولت ها متعهد به قبول آن مي باشند يا گزاره اي اعتقادي است که با تمام اطلاق مفهوم آن، سوداي حق شدن در عرصه بين الملل دارد و اين سودا منوط به پذيرش دولت ها مي باشد و در نهايت در نسبيتي اعتباري قرار خواهد داشت. 

 

 

نظرات کاربران