درباره من
  سید محمد امین موسوی ، وکیل پایه یک دادگستری ، دانشجوی دکترای حقوق بین الملل عمومی ، پژوهشگر و نویسنده ادامه مطلب

آخرین مطالب سایت
ظهور امام عصر و عقل دینی
دعوت یمانی 1396/08/28
بیایید فقیر شویم
تألیفات داستانی 1396/08/28
کتاب داستان بازگشت چوپان دروغگو
تألیفات داستانی 1394/10/11
حق بشر در جعل حقوق بشر
فلسفه حقوق 1395/08/11
اتانازی و حقوق بشر
حقوق بین الملل 1395/01/16
نسبیت حقوق بین الملل
حقوق بین الملل 1395/01/10
رابطه فلسفه حقوق با حقوق
فلسفه حقوق 1395/01/13

پربازدیدترین مطالب
کتاب داستان بازگشت چوپان دروغگو
تألیفات داستانی 1394/10/11
اتانازی و حقوق بشر
حقوق بین الملل 1395/01/16
رابطه فلسفه حقوق با حقوق
فلسفه حقوق 1395/01/13
ظهور امام عصر و عقل دینی
اگر در دستگاه فکری شیعی و مفهوم گزاره ی اعتقادی ″انتظار منجی″ موعود، بر اساس عقلانیت دینی شیعی، در برابر دیگر عقلانیت های مصطلح، قائل به ظهور و مدافع آن باشیم؛ بی شک تئوری اعلامی یمانی در کتب و مقالاتش، بی بدیل و بی نظیر می باشد ....
  • تاریخ به روز رسانی : 1396/08/29

اگر در دستگاه فکری شیعی و مفهوم گزاره ی اعتقادی "انتظار منجی" موعود، بر اساس عقلانیت دینی شیعی، در برابر دیگر عقلانیت های مصطلح، قائل به ظهور و مدافع آن باشیم؛ بی شک تئوری نحوه ظهور امام عصر عج نیز می بایست منطبق بر عقل دینی تشریح گردد و عقل دینی، تنها بر مبانی دینی و نصوص خود، متکی خواهد بود؛ نه متون خارج از دین. به عبارتی، اعتقاد به منجی، اعتقاد مبتنی بر فهم دینی و درون دینی است و این موضوع در عین وضوح، حد فاصل ادله دینی و غیر دینی در دفاع از اعتقاد به ظهور و نحوه آن مستند به ادله عقلانی دین و رد آن اعتقاد را مشخص می کند. 

 

بی شک هر فهم دینی، منطبق با عقل دینی تبیینی، در متون مقدس نخواهد بود و هر متن دینی، عقلانیتی را ترویج می کند که هر نوع فهم و تفسیر در راستای آن، قابل قبول می باشد و عقل دینی همان عقلانیتی است که معنای متون را در یک نظم و وحدت معنا، تشریح می کند و برای دین داران مقبول و باور پذیر است. منظور از عقل دینی، چنین منطقی است که تعارضات و کثرت و تنافر معنای برخی متون مقدس را رد یا قبول می نماید. برای مثال، علم رجال به عنوان یک منطق دینی و دلیل اعتباری شناخته شده در میان فقهای شیعه امامیه مطرح است که برای رد یا قبول عقاید و احادیث، به مثابه عقل دینی حکومت می نماید.  

 

عقل دینی ممکن است بسیاری از مفاهیم مقوم خود را از عقلانیت های دیگر وام بگیرد و همواره ممکن است تغییر داشته باشد اما در نهایت، عقل دینی، ضامن تمامیت وحدت معنای متن دینی خواهد بود و اگر یک عقل دینی دچار نقص باشد؛ وحدت فهم متون را از دست می دهد و لاجرم، مجبور و حذف بسیاری از متون و خدشه از انتساب قدسی آن خواهد شد. 

 

برای مثال اگر عقل دینی مبتی بر علم رجال باشد؛ ضعف سند، دلیل رد انتساب حدیث و محتوای آن می گردد. 

حال اگر عقل دینی مبتنی بر عدم تعارض با قرآن باشد؛ ضعف سند ملاک نیست و تا زمانی که تعارضی کشف نگردد؛ متن باید تبعیت شود ولو با عقلانیت خارج از متون مقدس تعارض داشته باشد. لذا لاجرم عقل دینی های مختلفی وجود خواهد داشت که هر کدام مدعی تبیین یک تفسیر دارای وحدت معنا خواهد بود و این معضل تنها مختص به عقل در دین نیست و این معضل علوم انسانی است و عقل در این متون، معادل فهم است اما فهمی که منطقی را قبول یا جعل و اعتبار نموده است و همه فهم ها، در راستای آن عقلانیت است. 

 

زمانی که از عقل و ادله عقلی سخن به میان می آید؛ باید به این سؤال پاسخ گفت که منظور کدام عقلانیت است؟ ممکن است در نظر مردم عوام، این پرسش، مهمل و پاسخش بدیهی به نظر برسد و البته در مورد مسائل و موضوعات مادی تا حدودی شاید بتوان حق را به آنها داد اما در مرتبه شناخت معرفت شناسانه عالم، این پرسش، مهمل نبوده و بسیار مهم است. 

 

عقل و فهم عقلانی در مرتبه ای، مورد اختلاف نمی باشد و آن فهم پدیده های مختلف، نظیر طبابت، فیزیک، شیمی و دیگر مسائل موضوع علوم طبیعی است که حکایت از رابطه علی و معلولی و پیش بینی پذیری بر اساس کشف آن رابطه دارد. در این مرتبه عقل مساوی علم و مقارن با "کشف" نظم حاکم بر اشیاء است. اما در فهم هستی، مکاتب و تفاسیر مختلفی، مدعی فهم عقلانی و کشف نظم هستی هستند و دلیل اثبات پذیر و ابطال پذیری مانند منطق گفتگو در علوم طبیعی ندارند. عده ای انسان و علوم انسانی را در فهم کانتی، یا هگلی یا پوزیتویستی یا مکاتب فلسفی دیگر می شناسند و بر تاریخ یا ذات عقل، سیطره ای ذاتی قائل اند و یا تجربه گرایی را مبنای فهم می شناسند و در مقابل عده ای، بر عقل دینی معتقدند و دنیا و انسان را با آن اندیشه و فهم می شناسند. 

 

اگر برای یک انسان بی دین، از داخل متن مقدس دلیل نبوت بیاوری، این دلیل برای آن فهم، دلالت نمی کند و اگر برای یک شخص متدین، از عقل خود بنیاد و فرا دینی سخن بگویی که دین نیز برای اثبات خود و مدعای خود، به آن محتاج است؛ چنین سخنی برتافته نمی شود. لذا عقل در مرتبه مسائل علوم انسانی، جدالی است که مانند علوم طبیعی، منطق ابطال پذیری و اثبات پذیری، بر آن بار نمی شود و مقارن با فهم می باشد و «کل حزب بما لدیهم فرحون» هستند. 

 

عقل در علوم طبیعی جنبه "کشفی" دارد و همان علم است و 

عقل در علوم انسانی جنبه "تفسیری" دارد و همان فهم است. 

 

لذا وقتی سوال می گردد که از کدام عقلانیت و در کدام عقلانیت گفتگو می گردد؛ منظور غیر از مفهومی است که به ذهن عموم مردم متبادر می شود و آن، عقلانیت "کشفی" علوم طبیعی و عقلانیت "تجربی" است. عقلانیت در مفهوم هستی شناسانه، جدال بر فهم عقلانی است که هر گروه، فهم خود را عقلانی می شناسد. لذا عقلانیت از منظر فهم لغوی آن، در مرتبه هستی شناسی، "ادعای دستگاه فکری مدعی عقلانیت" است. 

 

این مقدمه از این حیث حائز اهمیت است که "هر نوع ادعای دینی" اعم از عقیده یا مصداق عقیده، باید منطبق بر عقل دینی گفتگو و بحث گردد و این مهم، زمانی بیش از همه رخ می نمایاند که مسئله مهدویت و ادعای مربوط با آن مطرح گردد. همین طور ادعای نبوت و مربوط به آن. 

 

در حال حاظر نیز به عنوان یک موضوع مهم می توان به شخصی دعوت گر بنام احمد الحسن اشاره کرد که بیش از 13 سال است؛ از عراق ظاهر شده و می گوید یمانی احادیث است. کتاب هایی در خصوص تفسیرش از اسلام نوشته (تبیین عقل دینی صححیح) و ظهور بر اساس روایات، استخراج کرده است و خود را مصداق شخص وعده داده شده بسیاری از روایات به عنوان یمانی و  ... معرفی می نماید و مطالبی دیگر که می خواهیم علاوه بر پرداختن به آن، بحث نماییم که چرا، مدعایش قابل قبول است!! و چرا باید مدافع آن شد و فهم دینی خود را منطبق با فهم اعلامی آن اصلاح کرد!! 

 

البته یمانی، مورد انتقاد و رد بسیاری از اشخاص صاحب نفوذ، قرار گرفته است و برخی آن را مرتبط با اجنه و برخی او را جاسوس و نفوذی یک جریان سیاسی مثل حزب بعث یا اسرائیل و ... می شناسند. تمام این موارد نیز بررسی خواهد شد و اینکه چرا استدلال این افراد، در برابر اتقان علمی علوم انسانی اسلامی یمانی، نمی تواند اتکایی بطلان پذیر دانست؟ این موضوعی است که در پست های آتی به آن می پردازم. 

 

البته دفاع یا رد دعوت یمانی نیز می بایست مبتی بر ادله باشد و این ادله می بایست با توجه به متن موضوع بحث تفکیک گردد و در بحث دینی، بر ادله خارجی متمسک نگردیم. وقتی اعتقاد به منجی و مباحث مربوط به آن، بر اساس متن دینی است؛ قبول یا رد آن نیز بر اساس متن دینی و عقلانیت متکی بر ان خواهد بود. لذا زمانی که یک شخص متدین، اعتقاد به منجی و مباحث مربوط به آن را با عقلانیت خارج از دین و بدون استناد به متن مقدس بیان می نماید؛ چنین شخصی، دچار شکاف عظیم فکری است که تصورات غیر عقلانی دینی اش را وارد می نماید که ممکن است این تصورات، در توهمات و تخلیات شخصی ریشه داشته باشد و یا از عقلانیت خارج از دین متأثر باشد.  

 

بر این اساس، بحث بر سر اثبات یا رد دعوت یمانی، نه تنها یک بحث دینی است و پاسخ دینی می طلبد؛ بلکه یک بحث عمیق تر در خصوص تقابل عقلانیت دینی موافق و مخالف دعوت یمانی خواهد بود و در مباحثات نیز باید به آن توجه کرد.   


نظرات کاربران